گنج

شمارهٔ ۱۱۹۱

قافیه: امی۹ بیت
عکس زلفت چهره دودآلود دارد اندکیلاجرم عنبر به مجمر دود دارد اندکی
چشم مستت کاین همه مستی و مخموری کندنشئه زآن لعل میْ‌آلود دارد اندکی
کی کند سر بر سر سودای عشق نیکوانبیم گر کس از زیان و سود دارند اندکی
سبزه خط و خلیل خال با روی تو گفتنسبتی بر آتش نمرود دارد اندکی
حسن یوسف را بها هرگز نکاهد مصریانمشتری گر خود زر معدود دارد اندکی
روزی ار امروز باشد گو غم فردا مخورهرکه زین نعمت به کف موجود دارد اندکی
می‌کشندش گر سوی بتخانه تکفیرش مکنهرکه رو بر کعبه مقصود دارد اندکی
لاجرم آشفته درویشیم از مهر علیکسوتم زآن رشته تار و پود دارد اندکی
کی غنا خواند دگر صوت حسن را شیخ شهرگوش گر بر نغمه داود دارد اندکی