گنج

شمارهٔ ۱۱۸۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ی۱۰ بیت
بده ساقی از آن می ساتکینیکه اندر شیشه مانده اربعینی
خورم صد نیش از زنبور ناچارببوی آنکه نوشم انگبینی
خرد را با تو کی دعویست ای عشقکه تو استاد بر روح الامینی
بکویت تشنه جان دادند عشاقعجب تر آنکه تو ماء معینی
بتابد بر زمین هر روز خورشیدکه تا برپای تو ساید جبینی
نشاید گفت کاندر آسمانینمی زیبد که گویم در زمینی
گرفتاری بزندان تعلقچو عیسی گر بچرخ چارمینی
نباشد حق پرستی در گل ای دلبدیر و کعبه افشان آستینی
عمل چون نیست آشفته به ناچاربدرویشی بسازد خوشه چینی
در آن صحرا که کشته حب حیدرشهی کش نیست جز قرآن قرینی