گنج

شمارهٔ ۱۱۸۰

قافیه: شی۱۰ بیت
گر هر که را نهانی کاریست با نگاریما را نهان و پیدا جز عشق نیست کاری
نقش و نگار مانی نغز است و دلکش اماحاشا که کرده تصویر ز این طرفه تر نگاری
خودکامی است از یار بوس و کنار جستنهر کس که دوست خواهد از خود کند کناری
آب حیات و اکسیر آرم به ارمغانیدر کوی میفروشان گر افتدم گذاری
ظلمانیم ز شهوت، نورانی از محبتبنوازی ار به نورم ور سوزیَم به ناری
بگسسته ار مهارم بیرون کی از قطارمداری زمام امکان بر سر نهم مهاری
با یار در شبستان عاشق کند گلستانگرچه بود زمستان سازد عیان بهاری
لیلا نماند و عذرا مجنون برفت و وامقآن حسن و عشق دادند بر ما و گلعذاری
سهل است عشق‌بازی در چشم کامجویانگر درد عشق داری افتاده سخت کاری
سلطان کشور عشق آشفته جز علی کیست؟ناچار هست شاهی هر جا بود دیاری