گنج

شمارهٔ ۱۱۶۹

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: انازدممرتضیعلی۸ بیت
مه جبینان جهان خاک و تو خود افلاکیدو جهان زهر بکام من و تو تریاکی
ناز اگر هست چمن تو چمن آرا بمثلحسن اگر هست فلک تو فلک الافلاکی
نشئه خیزد زمی و می زعنب آن از تاکتاک از اصل برومند و تو اصل تاکی
گفتمت دل مگر از دیده معنی نگردوه که در وهم نگنجی و پر از ادراکی
گرچه نخجیر بفتراک ببندد صیادهم تو صیادی و هم آهو و هم فتراکی
هوس آلوده شد ای عشق تو را دامن پاکبرفشان گرد هوس را که زفطرت پاکی
چاکی ار در دلی افتد بشکیبد همه عمردل آشفته چه سانی که سراپا چاکی
چون ترا میر عرب هست در آفاق پناهچند در شکوه دلا از ستم اتراکی