گنج

شمارهٔ ۱۱۶۸

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: ابدوستی۱۱ بیت
چون مهم ای آسمان تو ماه نداریچون خط سبزش چمن گیاه نداری
وه که برآمد زسینه آن جهان سوزآینه رویا خبر زآه نداری
ناوک آهم بماه رفت تو گوئیغیر مه و تیر کس گواه نداری
تا تو چه کردی دلا که از اثر اوره بخرابات و خانقاه نداری
روی سفیدی بعرصه گاه قیامتنامه بکف گرچه من سیاه نداری
سوده کلاه غرور حسن بماهتیوسف کنعان خبر زچاه نداری
لاجرم افتی بدام کید رقیبانجانب یاران اگر نگاه نداری
دامن جانان گرفته را غم جان نیستهست بجام سر غم کلاه نداری
از همه در رانده ای بمیکده بازآجز در پیر مغان پناه نداری
داد دل آشفته گیری از خم زلفشغیر علی چونکه دادخواه نداری
حب علی چون بود بعرصه محشرشاید اگر گویمت گناه نداری