گنج

شمارهٔ ۱۱۵۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انداری۷ بیت
عمری به کعبه و دِیر بردیم انتظاریز آن انتظار جز عشق حاصل نگشت کاری
جانان ز دست رفت و جان از فراق فرسودبر جان ز کسوت تن برجای مانده باری
ای گل ز صحبت من تا چند میگریزی؟هر جا که گلبنی هست پابست اوست خاری
چشم تو ترک مستی کارد به تیغ دستیحسن تو باغبانی روی تو نوبهاری
احوال دل چه پرسی کاندر فراق چون شد؟خون گشت و گشت جاری پیوسته از مجاری
گمگشتگان وادی حیران به شوق کعبهلب‌تشنگان بمردند از ذوق آب جاری
مردم نهاده گنج و من مدح سنج حیدرگنجی از این بهت نیست آشفته یادگاری