شمارهٔ ۱۱۴۸
نافه بنافه دارد اگر آهوی تتاریتو صد هزار نافه از چین مو بباری
جز چشم جان شکارت در چین زلف جادوهرگز ندیده آهو در چین کسی شکاری
ای خط تو دود و عودی بر روی آتشینشبر مجمری که دیده عودی چنین قماری
زآن چشمکان کافر دارم حذر که دیدمصد ملک دل زبیمش در زلف تو حصاری
نقص و کمال مردم از عشق میتوان یافتآری محک شناسد زر را به کم عیاری
چون استوار نبود پیمان عمر با کسمحکم کنند پیمان یاران بعهد یاری
تا زلفت بیقرارت منزلگه رقیب استآشفته را نمانده بر جان و دل قراری
غیر از علی که باشد سلطان به کشور عشقجز عشق عاشقان را نبود دگر دیاری