شمارهٔ ۱۱۱۸
این چه روی است که تو ای بت ترسا داری؟بت و آتشکده محراب و کلیسا داری
گر بهشتی ز چه هندو بچه داری به کنارور کنشتی ز چه محراب و مصلی داری؟
تو اگر کعبهای ای زلف به بت سجده مکنور بتی ای رخ در کعبه چه مأوا داری؟
میکشی از خط مشکین رقمی بر گل ترتا که بر خون که از غالیه طغرا داری
من گرفتم که بسوزی تو به یک جلوه ز دوستتو که پروانهای از شمع چه پروا داری؟
گر بود عشق چه فرقت ز بهار و ز خزانبلبل از رفتن گل بهر چه غوغا داری؟
نظمت آشفته پریشان بود و شورانگیزسر سودای که برگو به سویدا داری؟
غم بیسیم و زری از چه خوری ای درویشتو که در هردو جهان تکیه به مولا داری؟
از گناه دو جهانت چه غم و بیعملیتو که بر حیدر و اولاد تولا داری؟