گنج

شمارهٔ ۱۱۰۷

قافیه: انی۱۲ بیت
ای سرو نورسیده زگلزار کیستیدل میبری زخلق و دل آزار کیستی
ای زلف سرنگون شده ی همچو بخت منای پرچم بلند نگونسار کیستی
ای باغ ارغوان و سمن جلوه ی زنازپرده بهل بگو که سمن زار کیستی
ای عندلیب باغ گلت میکند سفردر این چمن بگو که گرفتار کیستی
دم میزند زیاری تو هر که را دلیستدر این میانه راست بگو یار کیستی
هر جا دلیست بسمل تیر نگاه تستای ترک جان شکار تو خونخوار کیستی
بر هر پرتو نامه خونین عاشقیستای نامه بر کبوتر طیار کیستی
یوسف وشان شهر ببازار جلوه گربی سیم و زر دلا تو خریدار کیستی
سرو من و تو هر دو بگلزار می چمندزین دو تذرو بنده رفتار کیستی
همخانه با تو دلبر و همکاسه با تو یاردر شهر گو دلا تو طلبکار کیستی
آشفته وار جمله جهانت بجان غلاماز این همه غلام نگهدار کیستی
ای مسند خلافت ای عرش معنویغیر از علی بگو تو سزاوار کیستی