گنج

شمارهٔ ۱۱۰۱

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابودی۸ بیت
شبی چه شب بصفا بامداد نوروزیدرآمد از درم آنه بفر و فیروزی
سلام کرد و جوابش بگفتم و بنشستبگفت شکر کن اینک که وصل شد روزی
بشرط آنکه ببندی در سرا برغیربشرط آنکه دگر شمع بر نیفروزی
بشرط آنکه زهر نغمه گوش بربندیبشرط آنکه زهر روی دیده بردوزی
بشرط آنکه ننوشی شراب جز زلبمبشرط آنکه بجز من ادب نیاموزی
بشرط آنکه نگوئی حدیث غیر از عشقبشرط آنکه زمی خرمن ریا سوزی
بشرط آنکه نخوانی بجز مدیح علیبشرط آنکه بجز حب حق نیندوزی
شنیدم و بنهادم بحکم رایش سرهمان که خواست دل آشفته شد مرا روزی