گنج

شمارهٔ ۱۱

قافیه: وزرا۷ بیت
باد آورده بگلشن مژده نوروز راگل نود از شاخساز آن موکب فیروز را
دوستان در بوستان رخت اقامت میبرندما بکاخ اندر کشیم آن شمع شب افروز را
حاصلی هستی برده اندوختم با صد امیدمژده بر از من صبا آن برق خرمن سوز را
غیر چشمت کاو بدل پیوسته ناوک میزندکس نشان تیر کرده صید دست آموز را
شد روان تازه بتن از لذت پیکان توبر مکش از سینه ام آن ناوک دلدوز را
عاصیان را بهره افزون تر بود از لطف حقمژده بر مر زاهد زهد و ریا اندوز را
نیستش آشفته فردا آرزوی باغ خلدهر که اندر میکده منزل گزید امروز را