گنج

شمارهٔ ۱۰۹۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ویی۱۲ بیت
بجلوه های نهان شاهدان روحانیکجا نهند بجا چار طبع انسانی
اگر که حور زجنت تو خود بهشتستیحیات خضر زحیوان تو آب حیوانی
جهان و هر چه در او هست مختصر از تستکجاست آنکه بگویم تو ای صنم زآنی
اگر که روح دمد دم تو مایه روحیبقای جسم زجان و تو حاصل جانی
بدرد عشق مریضی اگر فلاطونیاگر مسیح زمانی بدرد درمانی
بجز زتیغ جدائی گرم زنی صد تیغگمان مدار که ما را زخود برنجانی
بغیر شکر نیاید زعاشق صادقبکن جفا و اذیت هر آنچه بتوانی
منم مگس تو شکر کی زکوی تو برومگر از غرور بمن دامنی برافشانی
اگر ذبیح فدائی گرفت در کعبهبکعبه در تو شد خلیل قربانی
از آن زمان که سر زلف تو پریشانستعیان زگفته آشفته شد پریشانی
بیا بسوز روان مرا که بس خوشبوستکه بود زعود نیاید گرش نسوزانی
از این عمل که مرا هست جز ندامت نیستمگر که دست بگیرد علی عمرانی