گنج

شمارهٔ ۱۰۸۱

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انداری۹ بیت
اوقات خوش کدام است ایام عشقبازیمشغول دوست بودن وز غیر بی‌نیازی
دوشم به گوش می‌خواند نی نکتهٔ حقیقتمطرب بیا بگردان این پردهٔ مجازی
از حرف حق میندیش گر می‌زند به دارتخواهی اگر چو منصور در عشق سرفرازی
فخر تو درس عشق است نه صرف و نحو و حکمتگیرم به علم باشی برتر ز فخر رازی
تا ترک غمزهٔ تو زابرو اشارتی کردترکان به پارس کردند آغاز ترکتازی
یک جام می به گردش کار جهان بسازدناید ز دور گردون اینگونه کارسازی
بلبل که عاشق آمد بر سنگ و گل بنالدبر پنج روز حسنت ای گل تو چند نازی
آشفته شیخ مغرور از کعبهٔ حجیز استمن در عراق جستم شاهنشه حجازی
مرآت جلوهٔ حق معنی عشق مطلقفرمانروای بر حق حیدر امیر غازی