گنج

شمارهٔ ۱۰۷۲

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: نی۱۰ بیت
پیش از این بوده بچین صورتگرینقش او میرفته در هر کشوری
تا که شد نقش بدیع تو عیاندفتر مانی ندارد زیوری
سدره بالائی بهشتی طلعتیحور رخساری و غلمان منظری
تا تو جا در خانه دل کرده ایدر نمیگنجد بچشمم دیگری
در صف مژگان چه ای چشم مستترک مستی در میان لشکری
خال او هندو رخش آتشکدهلیک از آتش بجوشد کوثری
آب حیوان از دهانت نکته ایآفتابت پیش عارض اختری
شکوه گفتم از تو بر داور برمداوری نتوان که خود تو داوری
گر بآتش سوزدم آشفته دوستبه که آبم برفشاند دیگری
گر مس قلبت بسوزد نار عشقمی‌شوی اکسیر اگر خاکستری