گنج

شمارهٔ ۱۰۵۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: نمیبری۷ بیت
به تو می‌سزد سراپا همه ناز و کبریاییکه مسلّمی به خوبی و تو راست پارسایی
نشنیده‌ای ز مطرب به جز از حدیث هجرانکه ز بند بندش آید همه نغمهٔ جدایی
تو ز پرده گر درآیی چه کنی به جان مردمکه ز عشوهٔ نهانی دل خلق می‌ربایی
چه کنی ملامت دل که تو بت پرستد از جانکه چه آینه بیارند تو خویشتن ستایی
سوی کشور دگر رو پی دین و دل نگاراکه ز پارس برفکندی تو رسوم پارسایی
تو چو برق برگذشتی و بسوخت خرمن ماکه به شعله خار و خس را نه سزاست آشنایی
نبود دلی که نبود به شکنج طرّهٔ اوکه به چین زلفش آشفته تو هم دلی فزایی