گنج

شمارهٔ ۱۰۴۲

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: امی۷ بیت
چند مسافرت دلا سوی حجاز می‌کنیکعبه دل طواف کن گر تو نماز می‌کنی
طوف دل شکسته کن میل درون خسته کنچون به حقیقی رسی ترک مجاز می‌کنی
گفتمش این نیاز من گفت نه یک‌هزار نهخود تو اگر ز ناز ما کسب نیاز می‌کنی
برگ حجاز عشق را توشه به جز صفا منهزاد سفر زآب و نان بیهده ساز می‌کنی
نرگس مست خفته‌اش دیده مردمان ببستنرگس باغ چشم خود بیهده باز می‌کنی
قصه این و آن مخوان وصفی از آن دهان بگورفت سبکتکین و تو وصف ایاز می‌کنی
گفتم آشفته را ز تو بود عجب فسانهگفت بگو ز زلف اگر قصه دراز می‌کنی