شمارهٔ ۱۰۰۲
مطرب مجلس کجاست چنگ و چغانهراست کن از پرده حجاز ترانه
زلف بتان را زشانه تربیتی هستچشم زند از مژه بزلف تو شانه
مهر منیرم نمود در دل شب ماهساغر می در کف حریف شبانه
گر توئی ای زلف سحر ساز رسن بازچاه نه یوسف درافکنی بچانه
مقصد از ایجاد کاینات توئی توخلقت کون و مکان چه بود بهانه
غیر خدایت بجای هیچ نماندگرد خودی گر برافکنی زمیانه
زآتش تنهائیم چو شمع عجب نیستگر ززبان آتشم زده است زبانه
خلوت توحید را تو شاهد خاصیذات تو چون ذات کردگار یگانه
مهر تو آشفته راست مذهب تحقیقغیر مدیح تو هر چه گفت فسانه
جسم خطاکار ما تو خاک نجف کنتیر دعای مرا بزن به نشانه
از تو نیاید بغیر فضل و کرامتاز من خاکی بغیر جرم خطا نه