شمارهٔ ۳
موی چون غالیه و روی چو دیباست تو راعقده از غالیه بر دیبا زیباست تو را
مرده از دو لب شیرینت همی زنده شوددر دو لب گویی افسون مسیحاست تو را
عاشق و شیفته سرو صنوبر شدهامزانکه چون سرو صنوبر قد و بالاست تو را
قبله زی خلخ و یغماست مرا تا بزیمزانکه اصل و نسب از خلخ و یغماست تو را
شادی جان من است آن صدف مرجان رنگکه درو سی و دو تا لولو لالاست تو را
تویی آن سرو خرامنده که در باغ جمالبا گل و لاله همه ساله تماشاست تو را
تویی آن ماه دو هفته که در برج نشاطزهره برده است و میان بسته به جوزاست تو را
بیش روی تو همی سجده برد قیصر رومتا به خورشید سر از ملک چلیپاست تو را
نیست از جملهٔ خوبان و ظریفان جهانیکتن از بنده و آزاد که همتاست تو را
پشت خوبان همه در خدمت تو هست دو تازانکه در خدمت خسرو دل یکتاست تو را