شمارهٔ ۶۹
تاج دنیا و دین خداوند استدر همه کارها خردمندست
در خراسان و در عراق امروزکیست کاو را به زهد مانندست
چرخ را با بقای دولت اوتا جهان است عهد و سوگندست
عقل او را قیاس نتوان کردکس نداند که عقل او چندست
چشم دین روشن از سعادت اوستچشم او روشن از دو فرزندست
آن یکی داوری است قلعهگشایوین دگر خسروی عدو بندست
نازش هر دو پادشاه بدوستهر دو را مادر و خداوندست
بنده تشریف او همی خواهدکه به مدحشگهر پراکندست
خیر او از جهانگسسته مبادکه نکوکار و نیک پیوندست