گنج

شمارهٔ ۱۰۹

ز مشرق تا حد مشرق شناسد هرکه دین داردکه دین رونق به تأیید امیرالمؤمنین دارد
امام الحق که او را آفرین‌گوی است درگیتیهر آن کو طاعتِ یزدانِ گیتی آفرین دارد
گرفتارند گمراهان میان ظلمت و بدعتز بهر آن‌که او نور امامت بر جبین دارد
جهان تنگ است بر اعدا به سان حلقهٔ حاتما‌که انگشت جهانبانی همی زیر نگین دارد
زهر عاقل شنیدستم کجا باشد شب آبستنگمان آمد مراکاین لفظ معنی نامتین دارد
چو دیدم رایت شبرنگ او زایندهٔ نصرتبدانستم که لفظ عاقلان معنی چنین دارد
به کعبه در حجر بوسند دینداران اگر ایدربباید آستین او ببوسد هرکه دین دارد
به خلد اندر دو حجت بود تأیید و سعادت رابه نام آن‌که در اسلام تحقیق و یقین دارد
یکی گویی نهان کردست در زیر حَجَر ایزددگرگویی امیرالمؤمنین در آستین دارد
بر او هرگز حوادث را نباشد راه تا محشرکه از تأیید یزدانی یکی حِصْن حَصین دارد
هر آنکس را که رای او کند تمکین در این حضرتخدایش در مکان عِزّ و فیروزی مکین دارد
به شرع اندر هر آن برهان‌که باید مرخلاقت رازاصل او پدید آمدکه تاریخ مبین دارد
چه باید بیش ازین برهان‌ که اندر اصل جد آن رایکی چون مُعْتَصَم دارد یکی چون مُسْتَعین دارد
امام راستین است او و شاه راستان سلطانولایت تیغ آن دارد شریعت‌ کلک این دارد
بود زین دولت و ملت خمیده پشت بدخواهانکه شاه راستان عهد امام راستین دارد
به اقبال امام الحق بود در یک زمان حاصلهر اندیشه که در خاطر شهِنشاه زمین دارد
بود جفت یمین او همیشه طایر میمونز بهر آنکه سلطان مُعَظَّم را یمین دارد
جهان از فتنه و بدعت به فر او امان یابدکه فَرّ اوست چون پری‌ کجا رُوح‌الامین دارد
به خاک اندر دفین دارند شاهان‌گنج و شاهنشهبه جای‌گنج دشمن را به‌خاب اندر دفین دارد
به فَرّ او بگیرد شاه روم و هند و چین یکسرکه در طالع نشان فتح روم و هندو چین دارد
خلاف او مخالف را چو روباهی کند عاجزوگرچه در دلیری قوت شیر عرین دارد
خدای او را ز بهروزی دهد هر روز منشوریکه آن منشور توقیع از کِرام‌ُا‌لْکاتبین دارد
ز بهر عز و پیروزی معزی اندرین حضرتزبانی پردعا دارد دلی پرآفرین دارد
شگفت ار خاطر و طبعش به‌بغداد اندرون باغیکه آن باغ از معانی هم‌گل و هم یاسمین دارد
الا تاگونهٔ پیری جهان از ماه دی داردچنان چون فَرِّ برنایی ز ماه فرودین دارد
مُعینش باد یزدان تا بماند بخت او عالیکه عالی بخت باشد هرکه یزدان را معین دارد