شمارهٔ ۸
ای شاه ز ساغر نوالتایام ز نیم جرعه مستست
بیمار بقات تا قیامتبر ملک در فنا به بست است
در حصن حمایت تو عالمز آسیب زوال باز و بست است
زانسوی خط عنایت توممکن نشود که هیچ هست است
عزمت که درست با دو مطلقدندان قضا بسر شکست است
رمحت که درخش خصم سوزاستاز مقدمه ظفر به جست است
فرخنده مثال شاه کاو رابر عالم روح و جسم دست است
بر چرخ نشانده بنده را زانکزیر قدم زمانه پست است
ای حضرت شهریار عالمنوش همه عالمش کبست است
این وقعه که رفت جرم او نیستجرم فلک ستم پرست است
من کیستم از دعای خسروخورشید به رای این به بست است