شمارهٔ ۵۹
صلحی رود میان تموز و خزان چنانکتا حشر دور چرخ نگرداندش تباه
در جمله خسروی است قزل ارسلان که عقلاز وی بدیگری نبرد راه اشتباه
کارت کزین دو فرقد و یک آفتاب بادتا نفخ صور رسته ملک جهان سه ماه
این بدر خسروانه بماناد تا ابدهم بر سرور جاهت و هم بر سریر جاه