شمارهٔ ۶۰
وحی صریحی ز آسمان سعادتآیت حق در نظام شان معانی
مسند تو وقف پیشگاه حقایقجای خرد طرف آستان معانی
بر فلک رای تو مدار مدارجبی فلک از رای تو معان معانی
پر صور و باهزار دیده جهان بینمثل تو نادیده یک جهان معانی
چرخ کمان کفایت تو بزه کردنقش صوردوخت بر نشان معانی
بلبل مدح توام که خامه ی طوطییافت ز طبع تو بوستان معانی
ای نفست بلبل سبای ازل راهمچو صبا پیک رایگان معانی
شوهر بلقیس این قصیده نشایدجز تو سلیمان انس و جان معانی
خسرو ملک بلاغتی تو و داعیهست ز دست تو مرزبان معانی
سعد باقبال تو قرین معانی استبادیه پیما شود، قران معانی