شمارهٔ ۵۷
خطاست پیش خرد در همه فنون هنرعطارد ار قلمی راند جز بفتوی من
گرت بود هوس دلبران پرده لطفبیا که جلوه کنانند وقت اتقی من
بسان طفل نوآموز پیر عقل آنگهنوشته درس حقایق همه ز املی من
بنو بهار حقایق میان روضه فضلشکوفه دار معانی است شاخ طوبی من
قیاس شعری من چون قیاس برهانی استبرآنک محض صواب است عین دعوی من
بصیرتم چو گشاده است چشم عقل از آنکنقاب زرق بگیرد ز روی تقوی من
بسر مه سخنم کس نمیرسد زان استز من زمانه تغافل طریق دعوی من
مرا به نظم ستودند چون ز رقت حالحکایتی است سخنهای من ز شکوی من
هنوز سطوت الفاظ من ندانستنددریغ آنکه ندیدند روی دعوی من