شمارهٔ ۱۷
عذری دارم بترک مدحتچون نسبت عالی تو واضح
جائی است کمال تو که فکرتقاصر نظر است از آن مطامح
در دیده ی وهم من نیائیو اینجا مثلی است نیک صالح
کوته کامی چشم ناظربی خوردی حجم نجم لایح
در جنب جهان چه خوانمت پسپیدای نهان چو مشک فایح
ای واسطه صلاح دولتقدماً نظمت لک المصالح
در نوبت خانیان مفسدمحروم بود امین صالح