شمارهٔ ۱۶
ای وزیری که گوش هوش تو رااز پس پرده ی قضا خبر است
دیده ی فطنت تو می بیندهرچه ایام را به پرده در است
پرده های رواق کردونتشده محرم چو پرده های دراست
غیب همخوابه فراست توستگرچه خاتون پرده ی قدر است
خوش نوائی است صیت تو لیکنزخمه اکنون ز پرده دگراست
پرده از روی کار باز مگیرکه در او چشم خورده ی دگراست
کنه پرده دار بی معنی استکه بر این پرده طعنه را گذر است
نقش آن خام قلتپان دیدندیده را همچو پرده بصر است
پرده نام و ننگ من بدریدنیست این پرده دار، پرده دراست