شمارهٔ ۱۰
در جهان هفت خصال است پسند حکماکه از آن هفت فراترعددی با من نیست
چو بمطعوم در آئی بسوی گوشت گرایکه بدن را به ازاو هیچ غذا ممکن نیست
وانکه را، هست نپوشد سلب فاخر پاکمن بگویم که خردنیست اگرموهن نیست
مال تو گر بسر آید منه انبار، بدهضامن رزق عوض باز دهد خائن نیست
باده ی ناب همی نوش و به ادمان کم کوشزانکه از خاصیتش هیچ دراو مامن نیست
ور حریفی طلبی زیرک و آزاده طلبدر مزاج تواگر بخل و حسد مزمن نیست