گنج

بخش ۱۱ - از ابیات مصنوعه این غزل بیرون میآید

۷ بیت
ای حسن تو آفت درونهاوی تنگدل از تو سینه ما
رخت دل و دین ببردی از منای گلرخ شوخ سر و بالا
دیدم گل آنجمالی جاییرفتم ز قرار خویش آنجا
بی حسن توام چنین جگر ریشجز تیر تو مرهمی مبادا
دست و دل عیش نیست با منبی آنرخ و خواب نیز شبها
گاهی که شوم ز روی تو شاداز روی تو جان شود توانا
چون یافت نشان قرب اهلیگردید نیازمند اشیا

این بیت ازین غزل بیرون میآید و بدو نوع میتوان خواند عربی و فارسی

نفسی و بالی کان قرینیچنین ترانی تا کی چنانی(کذا)

از توشیح اول ابیات قصیده این قطعه بر میخیزد مع آمین یا رب العالمین

هنر بعهد هنر پروری گرامی شدکه ظل سلطنتش جاودان بود یارب
نگین خاتم اقبال تا دم محشربنام حضرت یعقوب خان بود یارب
همیشه سایه این آفتاب عالمگیرزبهر نظم جهان در جهان بود یارب

امین یارب العالمین