گنج

بخش ۱۰ - دایره تدویر

ایا شهی که بجان اهلیت گهر افشاندنشاید آنکه کند کس دریغ ازو دینار
رهی بر تو که دریای پر دری آمدکه تا دهانش پر از در کنی و سیم نثار
اهلی که فشاتد بر تو در پرشاید که کنی دهانش پر در

تقطیع: مفعول مفاعلن فعولن

قافیه: ذوقافیتین، مکرر- متواتر

بحر: هزج مسدس اخرب

صنعت: حسن طلب

بسوخت غیرو چو من نامده ازان منصورکه در طریق سخن شاعرم روش هموار
سوخت غیر و چو من نامده منصوردر طریق سخن شاعر مشهور

تقطیع: فاعلات مفاعیل مفاعیل

قافیه: مردف بردف مفرد

بحر: مشاکل مکفوف مقصور

صنعت: تفسیر خفی

اگر چه شد دل واله براه زیر و زبرچهاز نوش یکی دید جانم از آزار
لطیف خلقی کایم نیاورم اندهاگر نیابم من بخت شد ضرر در کار
اگر چه واله ازو لطف خلق من ماندهچه دید جانم از آزار گر نشد در کار
شد دل بره آرزویی کای یاوراز نوش یکی یابم من بخت ضرر

تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات

قافیه:

بحر: مجتث مخبون

صنعت:

این بیت در بحر مجتث مخبون گفته شده و مجتث مخبون محذوف از حروف سیاهی آن دو بیت سابق جمع آمد و از سرخی بیت دیگر جمع آمد در وزن رباعی و از آن یک بیت دیگر جمع آمد و جمعا متضمن یکرباعی است بدینصورت:

شد دل بره آرزویی کای یاوراز نوش یکی یابم من بخت ضرر
دل راز یکی آرزویی امن حضرشد بهروی ایوان شکیبم ابتر
عنایت ازلم بود نامزد در شعرکه شد تمام بقانون فکرت این معیار
از آن لقب شده قانون فکرتش الحقکه سال هجرت ازین نام آوری بشمار
بود نامش از آن قانون فکرتکه شد قانون فکرت سال هجرت

تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن فعولن

قافیه: مقید مجرد

بحر: هزج مسدس محذوف

صنعت: تاریخ و اسم قصیده

لب از ثنای تو در گفتن دعا پویدهمیشه تا که جهان باشد و فلک دوار
مدام ملک ترا باد و شه نشان باشیجهان پناه تو باشی و شاه گیتی دار
تا بود ملک شه نشان باشیتا جهان باد در جهان باشی

تقطیع: فاعلاتن مفاعلن فعلن

قافیه: موصول

بحر: خفیف مخبون محذوف

صنعت: تضمین

یقین که خالی و پر باشد و بود یاربهمیشه پر کفت از سیم و خالی از اغیار
نگاه تا دم یوم الحسیب دار جهانبپای و دشمن از افسردگی بخاک سپار
خالی و پر باد یارب تا دم یوم الحسیبپرکفت از سیم و خالی پای دشمن از رکیب

تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات

قافیه: اماله

بحر: رمل مثمن مقصور

صنعت: تفسیر جلی