گنج

شمارهٔ ۶۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارکرد۱۸ بیت
شاه از تبار خویش وزیر اختیار کردوین اختیار نیک، شه بخت یار کرد
بنیاد ملک روی به سستی نهاده بودزین اختیار پایه ملک استوار کرد
گویند در شکارگه اینکار دیده شهبی شبهه شاه طایر دولت شکار کرد
چون صیرفی بدید گهرهای عقد ملکبگزیده زان میان گهری شاهوار کرد
گنجی که در خزانه دولت نهفته بوداین شهریار قدرشناس آشکار کرد
آراست روی بخت ز تدبیر این وزیروز پند وی بگوش خرد گوشوار کرد
اقبال شاه در دی و بهمن بباغ ملکآثار فروردین و نسیم بهار کرد
گر خوانده ای کتاب رسولان بدانی آنکهر یک ز آل خویش وزیر اختیار کرد
مانا شنیده ای که پیمبر بروز خماینکار با پسر عم والاتبار کرد
با آن مقام و آن ید بیضا کلیم حقاین رتبه خواهش از در پروردگار کرد
بیگانه را که محرم اسرار شه کنددیوانه را که بر در جم پرده دار کرد
ای عین دولت و سر ملت که ایزدتدر دین و داد معجزه روزگار کرد
الحق مکارم تو بگیتی نمود فاشکاری که آفتاب بنصف النهار کرد
عزمت کشید چرخ حرونرا بزیر زینچون اشتر رمیده ببینی مهار کرد
تو انتخاب خلقی و بهر امان خلقاین انتخاب را نظر شهریار کرد
اندر کف تو هشت شهنشه کلید ملکوایزد ترا بتوسن دولت سوار کرد
خورشید با فروزت پیروز روز خواستجمشید بختیارت با بخت یار کرد
بستان جزای نیت و پاداش کار خویشگز دیرگاه مزد گرفت آنکه کار کرد