گنج

شمارهٔ ۱۲۶

به نوروز از نسیم عنبرین بوشده مشکین بر او دامان مشکو
دمیده بر لب جو سبزه و گلکمر بسته به بستان سرو و ناژو
چراغان کرده اندر باغ لالهنگونسار آمده از شاخ لیمو
چو اندر گنبد پیروزه قندیلبه چوگان زمرد آتشین کو
ریاحین و بساتین را دگر بارروان شد روح در تن آب در جو
زمین از ماه و اختر چرخ میناچمن از حور و غلمان باغ مینو
چمد بر سبزهٔ بیجاده‌گون گورچرد بر لالهٔ گلرنگ آهو
به دامان ریخته از بید مجنونبه رنگ مورد شاخ سبز چون مو
تو پنداری که در دامان مجنونپریشان کرده لیلی زلف و گیسو
شنیدستم که جمشید اندرین روزز قعر یم برون آورد لولو
ازیرا ساخت جشنی خسروانهبساطی فرخ و شایان و نیکو
در آن گلبانگ نوشانوش همدوشبهر او علالا و هیاهو
نشسته شاه جمشید از بر تختبه گردش صف زده گردان ز هر سو
همی کرد افسرش بر ماه نازشهمی زد مسندش بر چرخ پهلو
به فرق شاه تاج گوهرآگینبه جام زر شراب عنبر آلو
نهاده پرتو خورشید بر تاجشعاع تاج زر در جام گل‌بو
می اندر جام زر خورشید در چرخچنان دو کفهٔ زرین ترازو
چو جم در جام کرد آن داروی روحاز آن رو گشت نامش شاهدارو
بیا اکنون به یاد جم بنوشیممی اندر سایهٔ سرو و لب جو
به یاد مهرداد و کاخ شوریکز او در روم ویران شد سناتو
به یاد بهمن و دارای اکبربه یاد اردشیر سخت بازو
به یاد آل بویه کاندرین ملکهمه بودند با فرهنگ و نیرو
چو فخرالدوله آن اسکندر دهرکه اسماعیل بودش چون ارسطو
چو مجدالدوله بوطالب که بودیملک خاتونش مام و خال کاکو
ملوک وشمگیر آنان که کردندبه دشمن روز چون پر پرستو
به یاد اولین طهماسب کاستدز ترکان گنجه و شروان و باکو
به یاد کوس نادر شه کز ایرانبه بغداد اندر آمد چون هلاکو
ز گردش مرکبش ترکانِ یغماهمی شستند رخت از آب آمو
کمند پر ز چینش چهر آراستعروس ترک را با خال هندو
بیا ای ترک من مانند نادربه تیر مژّگان و تیغ ابرو
چنان بشکن دل دشمن که بشکستید بیضای موسی سحر و جادو
بزن جامی و در این عید خرمجهان را از رخ شه تهنیت گو
خدیو شرق شاهنشاه قاجارشه مشروطه‌خواه معدلت‌جو
سریر معدلت را بهترین شاهعروس مملکت را بهترین شو
نگه دار این شه درویش‌خو راز زخم چشم بد پیوسته یا هو
شهنشاها در این گیتی نباشدبه اقبالت یکی چون من سخنگو
اگر تاریخ گیتی برنگارمنماند آبرو در حافظ ابرو
به گاه شعربافی درنوردمکتاب خواجه و دیوان خواجو
ولی دارم زبان از کار خستهدل اندر بند فرمان تو خستو