شمارهٔ ۱۲۵
ز اصل پاک و نژاد بلند و طبع نکوبدی نزاید چونانکه نیکی از بدخو
هزار مرتبه گر قند را بجوشانیلطیف گردد و افزون شود حلاوت او
ولی درخت مغیلان ترنجبین ندهدگرش چشانی از کوثر آب در مینو
کراگهر نبود خاصیت نمی بخشدگر آستینش آکنده سازی از لؤلو
نه ماهتاب کند رنگ هندوئی رومینه آفتاب کند شکل رومیئی هندو
اگر عجوزی چون شاهدان مشکین خطبر وی غازه نهد یا که وسمه، بر ابرو
همی بگوید روی کژ و قد کوژشکزین دو شاهد عادل طریق صدق مجو
وگر عروسی رعنا برای مصلحتیپلاس پوشد و اندر زند نقاب به رو
بود دو شاهد دانای راستگو او رانخست راستی قد، دویم خم گیسو
پس از شکستن دندان و رنجه کردن کامشود هویدا کان نقل بود و این پینو
تن لطیف چه در خزچه در عبا چه گلیمشراب ناب چه در بط چه در قدح چه سبو
من این مقدمه زان چیدمی که این سخناننمایم اثبات اندر گه جدل به عدو
که شاهزاده فرخ منش امامقلیبسوی رستاق از شهر اگر نماید رو
عجب مدار که شاهین در آشیانه خویشهمی نگردد صیاد کبک یا تیهو
از آن بساحل دریا مکان گزیده که هیچنهنگ تر نکند کام خویش اندر جو
بلند مرتبه شهزاده که همت ویز ارتفاع بگردون همی زند پهلو
نشانده مهرش از آفتاب تکمه زراز آن سپس که گریبان چرخ کرده رفو
خدایگانا گویند کاندر این دریاجزیره است ترا همچو روضه مینو
دران جزیره یکی کوه و اندران کهساربا من و عیش چرد شیر بیشه با آهو
شنیده ام من و باور ندارم این گفتارمگر کنایه شمارم حدیث این هر دو
همی بگویم کهی ز عفو و حلم تراستمحیط گشته بر آن کوه رشحه کف تو
تمام جانوران در پناه مرحمتتهمی شوند پرستش گرو ستایش گو
شنیده ام که هلاکو مراغه را بگزیددر آن بساخت سرای و عمارت و مشکو
کنون مراغه اسبان و استران توشدمراغه ای که بدی تختگاه هولاکو
امیدوارم کاندر زمانه شاد زیئیابا صلابت چنگیز و حشمت منکو
سر خیامت اندر فراز چرخ فرابن سنانت اندر فرود خاک فرو
خدای عز و جل دولتت کند جاویدبحق اشهد ان لا اله الا هو