گنج

شمارهٔ ۶

به دشمنش نظر است به دوستان کین استکسی نیافت که او را چه رسم و آیین است
کند ز خشت لحد بالش و نمی دانداسیر او که سرش در کدام بالین است
به احتیاط کنم گریه زآن که خانه چشمبه طفل های سرشکم همیشه رنگین است
غزال چشم تو ای چشم بد زرویت دوربه زیر ابرو پرچین غزاله پر چین است