شمارهٔ ۴
کسی که چشم مرا ابر نوبهار گرفتچو دید گریه ی من راه اعتذار گرفت
همین بسست مرا اعتبار در کویتکه هرکه دیده مرا از من اعتبار گرفت
اگر نه روی تو سوزنده تر ز آتش شدپس از چه هندوی زلفت ازو کنار گرفت
لبت چو باده خورد خون خلق چشمت رابه حیرتم که چرا همچنین خمار گرفت