گنج

شمارهٔ ۱۸

آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کندکاش از رسوایی خود اندکی پروا کند
از برای آن که سوزد دوست را در پیش غیرشمع هم خود را وهم پروانه را رسوا کند
من به او مشغول و او با دیگران گرم سخنچون تهیدستی که با پرمایه سودا کند