شمارهٔ ۱۷
دل ترک عشق آن بت دلجو نمیکندمن ترک عشق میکنم و او نمیکند
بر دیدهام نشین نفسی زآن که باغبانبیسرو لذتی ز لب جو نمیکند
مایل به دیگران شود از منع من، بلیبییاد نخل میل به هرسو نمیکند
بیعشق حسن را نبود قدر و قیمتیخار از گلی به است، کو کس بو نمیکند