گنج

شمارهٔ ۸۹

شد بهار و مرغ دل افغان چه بلبل می‌کندعاشقان را فصل گل گویا جنون گل می‌کند
آنچه از بوی گل و ریحان به دست آرد نسیمصرف پاانداز آن زلف چو سنبل می‌کند
کی شود آباد آن ویرانه کز هر گوشه‌اشیک ستمکاری تعدی یا تطاول می‌کند
دست‌رنج کارگر را تا به کی سرمایه‌دارخرج عیش و نوش و اشیاء تجمل می‌کند؟
کشور جم سربه‌سر پامال شد از دست رفتپور سیروس ای خدا تا کی تحمل می‌کند؟
می‌کند در مملکت غارتگری مأمور جزءجزء آری در عمل تقلید از کل می‌کند
ناجی ایران بود آنکس که در این گیرودارخوب میزان سیاست را تعادل می‌کند