گنج

شمارهٔ ۶۹

ای دودهٔ طهمورث، دل یکدله باید کردیک سلسله دیوان را در سلسله باید کرد
تا این سر سودایی، از شور نیفتادهدر راه طلب پا را، پُر آبله باید کرد
بدبختیِ ما تنها از خارجه چون نَبْوَدهر شِکوِه که ما داریم از داخله باید کرد
با جامهٔ مُستَحفِظ در قافله دزداننداین راهزنان را طرد، از قافله باید کرد
اهریمنِ استبداد، آزادیِ ما را کشتنه صبر و سکون جایز، نه حوصله باید کرد
مابینِ بشر شد سد، چون مسئلهٔ سرحدزین بعد ممالک را، بی‌فاصله باید کرد