شمارهٔ ۶۸ - در زندان قصر (گویا این غزل موجب قتل فرخی گردیده)
باید این دور اگر عالی و گردون باشدگُنگ و کور و کر و سرگشته چو گردون باشد
در مُحیطی که پسندِ همه دیوانهگری استعاقل آن است که در کِسوَتِ مجنون باشد
خسروِ کشور ما تا بُوَد این شیرینکارلالهسان دیدهٔ مردم همه گلگون باشد
عذرِ تقصیر همیخواهد و گوید مأمورکاین جنایت حَسَبُالْاَمرِ همایون باشد
هرکه زین پیش جوان مُرد و چنین روز ندیدباید از مرگ به جان شاکر و ممنون باشد
نقطهٔ مرکزِ آیندهٔ ما دانی کیستآنکه امروز از این دایره بیرون باشد
کاوه در جامعهٔ کارگری بار نیافتبه گناهی که طرفدارِ فریدون باشد
لایقِ شاه بُوَد قصر نه هر زندانیحاکمِ جامعه گر ملّت و قانون باشد
فرخی از کَرَمِ شاه شده قصرنشینبه تو این منزلِ نو فرخ و میمون باشد