گنج

شمارهٔ ۵۵

آن پابرهنه را که به دل حرص و آز نیستسرمایه‌دار دهر چو او بی‌نیاز نیست
گر دیگران تعین ممتاز قائلندما و مرام خود که در آن امتیاز نیست
کوته نشد زبان عدو گر ز ما، چه غم؟شادیم از آنکه عمر خیانت دراز نیست
با مشت باز حمله مکن باز لب ببندگنجشک را تحمل چنگال باز نیست
در شرع ما که خدمت خلق از فرایض استانصاف طاعتی است که کم از نماز نیست
بیچارگی ز چار طرف چون شود دچارغیر از خدای عزوجل چاره‌ساز نیست
در این قمارخانه که جان می‌رود گرویک تن حریف «فرخی» پاکباز نیست