شمارهٔ ۱۷۹
زین قیامی که تو با آن قد و قامت کردیدر چمن راستی ای سرو قیامت کردی
آخر ای غم تو چه دیدی ز دلم کز همه جارخت بستی و در این خانه اقامت کردی
قطره قطره شدی از دیده برون در شب هجرای دل از بسکه تو اظهار شهامت کردی
دل بر ابروی کمان تو نینداخته چشمسینه ام را هدف تیر ملامت کردی
خونبهایم بود این بس که پس از کشته شدنبر سر خاک من اظهار ندامت کردی