گنج

شمارهٔ ۱۲۷

حلقه زلفی که غیر تاب نداردتا چه کند با دلی که تاب ندارد
کشمکش چین و اضطراب بشر چیستگیتی اگر حال انقلاب ندارد
مجلس ما را هر آنکه دید به دل گفتملت جم، حسن انتخاب ندارد
خانه خدا یا به فکر خانه خود نیستیا خبر از خانه خراب ندارد
خواجه پی جمع مال و توده بدبختهیچ بجز فکر نان و آب ندارد
زور به پشت حساب مشت زد و گفتحرف حسابی دگر جواب ندارد
فرخی از زندگی خوش است به نانیگر نرسد آن هم، اضطراب ندارد