گنج

شمارهٔ ۱۱۸

کانون حقیقت دهن بسته ما بودقانون درستی، دل بشکسته ما بود
صیاد از آن رخصت پرواز به ما دادچون باخبر از بال و پر بسته ما بود
از هر دو جهان چشم به یک چشم زدن بستآزاد ز بس خاطر وارسته ما بود
هر پست سزاوار سردار نگردیداین منزلت و مرتبه شایسته ما بود
اسرار جهان روشن از آنست بر ماچون مظهر آیینه، دل خسته ما بود
انگشت قضا نامه گیتی چو ورق زدسردفتر آن مسلک برجسته ما بود