شمارهٔ ۱۱۴
گر بدین سان آتشِ کین شعلهور خواهی نمودمُلک را در مدّتی کم پُرشَرَر خواهی نمود
با چنین رُلها که بیباکانه بازی میکنیپیر و بُرنا را گرفتارِ خطر خواهی نمود
اندر این شمشیربازی از طریق دوستیپیشِ دشمن سینهٔ ما را سپر خواهی نمود
پافشاری میکنی از بس به تحکیمِ مقاممملکت را سربهسر زیر و زبر خواهی نمود
با چنین سختی که بنوازی تو کوسِ هرج و مرجگوش گردون را از این آواز کر خواهی نمود
دستِ دهقان را به داسِ خونچکان خواهی رساندکارفرما را اسیرِ کارگر خواهی نمود
آخر ای سرمایهدار این سودها را پایه نیستبا زبردستی در این سودا ضرر خواهی نمود