گنج

شمارهٔ ۱۰۸

آنچه را با کارگر سرمایه‌داری می‌کندبا کبوتر پنجه باز شکاری می‌کند
می‌برد از دست‌رنجش گنج اگر سرمایه‌داربهر قتلش از چه دیگر پافشاری می‌کند؟
سال و مه در انتظار قرص نان شب تا به صبحدیده زارع چرا اخترشماری می‌کند؟
تا به کی، ارباب یارب بر خلاف بندگیچون خدایان بر دهاقین کردگاری می‌کند؟
خاکپای آن تهیدستم که در اقلیم فقربی‌نگین و تاج و افسر، شهر یاری می‌کند
بر لب دریاچه‌های پارک، ای مالک مخندبین چسان از گریه دهقان آبیاری می‌کند!
نیش‌های نامه طوفان به قلب خائنینراست پنداری که کار زخم کاری می‌کند
نوک کلک حق‌نویس تیز و تند فرخیبا طرفداران خارج ذوالفقاری می‌کند