گنج

شمارهٔ ۲۱

۹ بیت
هان مگو مفتی همین دراعه و دستار داشتفضل را آگه نیم...گی بسیار داشت
شیخ را منصف ستایند این خلاف راستی استبارها دیدم که از ...گی انکار داشت
تا به گوناگون خورد خون خران...شیخخویشتن را گاه جبری کرد و گه مختار داشت
خاک از این ...گان را نقطه ای تسلیم شدکآسمان ...گی در گردش پرگار داشت
جز تنی چند آنچه زین...گان دیدیم بوددر گهر...گر تسبیح اگر زنار داشت
میر غایب تا چرا درچاه پنهانی خزیدگرنه از آمیز این... مردم عار داشت
ای سرم خاکت بر این ...گان خیز از کمینبر بدان چالش که در رزم احد کرار داشت
در به پهنه خاک از این...گان یک تن ممانغیر ارواح مکرم کی جهان دیار داشت
مر مرا هم چاکری ز آن لشکر فیروزگیرپادشاهی چون ترا باید چنین سردار داشت