گنج

شمارهٔ ۲۰

۱۲ بیت
ماه نو تا همعنان آفتاب آورده ایآفتاب و ماه در زیر رکاب آورده ای
بر فزودت نیکوئی از خط جهان را رستخیزراست شد کز سمت مغرب آفتاب آورده ای
شطم از مژگان بپالائی بدان... زلفنیل بآذرکش که از نیلوفر آب آورده ای
بوسه بخشی بی دهان های مژده های های مژده هایتنگدستان را که بی خرمن نصاب آورده ای
دستبرد از ابروان... خط خونریز راآنچه از شمشیر ناید از قراب آورده ای
پرده در بستی و از هرپرده بر کردی جمالخود که ای تا صد حضور از یک غیاب آورده ای
کاستی بفزود از آن... گیسو مر مراگرنه دستان است چون موی از طناب آورده ای
جان و تن در سنگ و سندان پیش آن رخسار و خویموم در آذر کتان در ماهتاب آورده ای
سوخت آن...چهرم رحمت آمد از عذابتو بهشتی چهر از رحمت عذاب آورده ای
زاشک خود و آن گوهرین دندان همی نارم شگفتتا چسان دریا ز لولوی خوشاب آورده ای
آب حیوان کردی از یاقوت جان پرورروانمعجز است این کآب حیوان از سراب آورده ای
کی رهی سردار از دستان این...زالور خود از میدان سرافراسیاب آورده ای