شمارهٔ ۱۹
تیمار عشقم ریخت خون ساقی بده...میاندرز عقلم کاست جان مطرب بزن...نی
غوغای این...گان خاطر بنپریشد مراکی شیر غضبان در رمد از ویله سگ های حی
...زاهد پیش رو، وین خیل خر دنباله پوآنرا به مقصد پای در کاول قدم گم کرد پی
از دانش این رابهره های، وز بینش آنرا بخش هویزین های و هوی از جا مشو...هی ...هی
صد بار اگر پشت سمک بر کاوی از گاو فلکبپراکنی تخم ملک...گی روید ز وی
جز تخمه آزادگان کآمد به فر فرهیممتاز از این... گان چونانکه فروردین ز دی
... افزایش همی بگذار کز فر کمیبر شخص ما گردد زمی چونانکه گردون بر جدی
ای آخشیجان شرم کن... زائی تا به چندای آسمان آزرم کن... ساری تا به کی
دوزخ به مینو در نگر کوثر به آذر بر نگردر گوهر این... خو بر چهرش آن... خوی
سردار از سرداریم کار ار به گل کاری فتدبر جای خشت و گل چنم ...گان در لای پی