شمارهٔ ۱۵
دل چو سنگش زین سرشک لعل رنگ آید همیبنگر این...گی کز لعل سنگ آید همی
می به نکشم باز پای از راه آن... دلدر بهر پی صد رهم گر سر به سنگ آید همی
راست خم شد پشت از آن...مژگان مرمراخود کمان هرگز شنیدی کز خدنگ آید همی
از صلاح زاهد... ناید جز فساداین مثل فاش کز بازیچه جنگ آید همی
دوده خط دود کین بزدودش از... دلآئینه کشنید کش صیقل ز زنگ آید همی
شیخ چون تحت الحنک بندد به چشم اندر مراراهزان ... ای با پالهنگ آید همی
آنقدر... بارم بر زمین و آسمانکش برین...گا فرخای تنگ آید همی
ای دریغا میر غایب تا بدین... خیلدر نوردم صلح اگر یکسر به جنگ آید همی
بر بدین... لر ارجوزه سردار شیریا ز کوهه کوه هرای پلنگ آید همی