گنج

شمارهٔ ۱۴

۱۳ بیت
نی زن ای...آهنگ قرامحمود زناز دل خود در دلم هی داد زن هی دود زن
دور چرخم ریخت خون... ساقی راد زیبانگ پندم ساخت کر... مطرب رود زن
خیز و بی... گی از گرمی بازار عشقشمعکی بفروز و آتش در زیان و سود زن
طیش راهی جوی بین هی جای جو هی جام بخشعیش راهی عید شد هی عود کن هی عود زن
از ایازی راز ران وز صلح درویشان دوسترزم نامه خسروان بر تربت محمود زن
خاتم جم لعل تو دزدید این... زلفگر نه دزدی دست اندر سلسله داود زن
صاف این... خم جز درد درد آلود نیستسنگ بر پیمانه این درد درد آلود زن
بر شکست نفس هی رزم آزما هی نصرجودر زیان خویش هی سودا گزین هی سود زن
گر نه ای... دریا در به رتبت رود باشرود هم گر نیستی چه در کنار رود زن
جام مرد آویز ده هی زود ده هی دیر شدنای درد انگیز زن هی دیر شد هی زود زن
گر همی ...گی را رخت خواهی سوختههست و بود خویش را آتش به تار و پود زن
ضعف خود سردار منگر قوت... گانداستان این مثل از پشه و نمرود زن
خاک ارواح مکرم بوس و تیغ سگ کشیهی بکش هی گردن... لر موجود زن